Wednesday, 16 November 2011

با دویست هزار و یک زن خیابانی چه می کنید ..؟

مدير:خانم اگه ميخوای اسم دخترت را بنويسی بايد صد و پنجاه هزار تومن بريزی به حساب همياری .
زن: مگه اينجا مدرسه دولتي نيست!؟
-اگه دولتي نبود که ميگفتم يک ميليون تومن بريز!!
زن: آقا..آخه مدارس دولتی نبايد شهريه بگيرن!
... ... -اينکه شهريه نيست اسمش همياريه!
زن: اسمش هرچي هست.تلويزيون گفته به همه مدارس بخشنامه شده که هيچگونه وجهی نميتونن دريافت کنن!
- برو اسم بچت را تو تلويزيون بنويس!!اين قدر هم وقت منونگير...
زن: آقای مدير من دو تا بچه يتيم دارم!آخه از کجا بيارم ؟!!
-خانم محترم! وقتی وارد اينجا شدی رو تابلوش نوشته بود يتيم خونه؟!

زن با چشمهای پراز اشک منتظر اتوبوس بود...
اتومبيل مدل بالائی ترمزکرد...
روزنامه ای که روي صندلی جا مانده بود را برداشت و بهش خيره شد:
کميته مبارزه با فقر در جلسه امروز...
ستاد مبارزه با بيسوادی ..

تيتر درشت بالای صفحه نوشته بود:با دویست هزار زن خيابانی چه ميکنيد !؟

زن با خودکاری که ازکيفش بيرون آورده بود عدد را تصحيح کرد:

با 200001 زن خيابانی چه مي کنيد !؟


به نقل از فیس بوک گل آقا



Thursday, 10 November 2011

اینم برای اونایی که میگن تو ایران آزادی نیست
.
.
.
.
.
.
.




Wednesday, 9 November 2011



من چه گویم یک رگم هشیار نیست  ******** شرح آن یاری که او را یار نیست

من چه گویم,

که جگرم سوخت...



































Tuesday, 8 November 2011

برای چهلمین روز نبود نهال

برای چهلمین روز نبودن نهال سحابی
به نهال ،واندوه تنومندش ...
هزارساعت پیر

برنگرد، کنار حروف الف ،با ،برنگرد،
دیوارهای حوصله، لرزیده اند
و اعتبار استقامتشان کنار ویرانه های جهان، قد کشید!
عاصی ام ! از فتح صدف دیوانگی ات،
عاصی ام، از اتاقی درد آلود، که هر شب سرنوشت نفس ها را بوسه می زند،
دستی به نرمی به صورتها شیار می کشد ،و فواره های خون
قابی شوم از تصویر رقصِ کلاغ را ،به آیینه برمی گردانند،
هزار ساعت ِپیر به تماشا نشسته است،

تا لبانی خاک آلود، درضیافتی سیمانی ،بی واژه وبی چراغ ،ترانه بخواند،
آه ...بوته های تن، نوازش غریب پاییز را ،نمی فهمند،

و تو، بی هیچ حرفی،
از شاخه های خیس و جوان شرم رها شده ای،
بی هیچ صدائی، تب جنون پوستت را می سوزاند
و پونه های خیالت، سرازریشه های فراموشی در می آورند،

ما، جدا از روز، عریانیِ تکان دهنده زشتی ها، نیستیم
جدا از شب، که سیاه مشقِ بغض های خمیده کهنسال، می کند، نیستیم
ما به جز خط شکسته ِیادگاری، روی دفتر سنگی سینه ها، نبوده ایم
ما معشوقی مصلوبیم، میان دستانی از جزیره درد و قرن تنهائی
ناخواسته ،سرشار از سوسوئی زنانه ،
لابه لای صخره های شکاک زندگیم پنهان شده ایم،
...
برنگرد،
سهم دنیای سیاه ما ،از چشمان خاکستری ات ،
فقط هیاهوئی خیس
کنار شادیِ بی تخت وتاج تو است...
___________
شعرازعادله ضیایی
پوستر: دوست سبز

Monday, 7 November 2011

آقای جنتی؛ از شوخی هم که بگذریم مرگ از رگ گردنمان به ما نزدیکتر است

و همه می دانیم که ریه های لذت پر اکسیژن مرگ است
آقای جنتی،
حتما سهراب آن زمان که این شعر را می سروده با حال و هوای شما غریب بوده ، مرد تمام نشدنی حکومت الله بر روی زمین ،دبیر شورای صیانت از ولایت فقیه که همان ولایت رسول خداست ,مردی که مرگش فرا نمیرسد مگر به حراحت آزادی . 
آقای جنتی, هزار بار شما واعظ و من موعوظ بودم و اینبار برای خاطر خدا  برای یک بار هم که شده شما پای منبر من بنشینید, گرچه میدانم عرض خود می برم و زحمت شما میدارم  اما اگر این نگوییم چه بگوییم ...؟
آقای جنتی؛ از شوخی هم که بگذریم مرگ از رگ گردنمان به ما نزدیکتر است .من نمی گویم, که پیامبر خدا آنکه شما داعیه ولایتش را دارید می فرماید . 
رویین تن بودن شما که شهره عام و خاص است ولی در این تصویر برای اولین بار ترس را در نگاه شما جستم, نگاهی که جسارت به راست چرخیدن و خیره شدن به یادبود یار همیشه موافقش را ندارد اما حتی اگر آدمی نگاهش را از مرگ مخفی کند باز حقیقت چیز دیگریست, قاطعیت مرگ از تولد و زندگی هم بیشتر است چرا که تولد یک حادثه است و مرگ یک واقعیت است .آدمی در پس حادثه ای متولد می شود و پس از آن تولد هرگز راه گریزی از مرگ ندارد . آقای جنتی روز حساب تکبر متکبر, تفرعن جابر و ظلم ظالم و البته خیانت دین فروشان نزدیک است .به نام دین خدا کشتید و شکنجه کردید و دروغ بستید و نامش را تقیه گذاشتید . گرچه می دانم جهل شما قلبتان را ربوده اما اگر خدا و آخرتی باشد شما خط شکن آتش جهنمید ,میگویید نه : این خط و این نشان 
زنان سینماگر بدهکار هم شدند!!!!
ترانه علیدوستی، پگاه آهنگرانی، نگار جواهریان، هانیه توسلی و باران کوثری که در اعتراض به صحبتهای یک "کارمند هنر" [فرج الله سلحشور] بیانیه ای را امضا کرده و از حیثیت خود و سایر زنان سینماگر ایران دفاع بعمل آورده بودند، در کمال تعجب توسط دادگاه انقلاب مورد بازجویی و بازخواست قرار گرفتند،در حالیکه خود شاکی بودند. بر طبق گزارشهای رسیده از تهران، از سینماگران خواسته شده از هرگونه اظهار نظر در مورد محدودیتها و بازخواستها اکیدا خودداری بعمل آورند.امیدواریم که این خبرها در حد شایعه ای بیش نباشد که در غیر اینصورت بنظر میاد به سمت و سوی سیاست های کمونیستی کشورهایی چون شوروی سابق،آلمان شرقی سابق،یا حتی چین پیش میرویم و فشاری که در آن ادوار بر هنرمندان بوده یا هست.
منبع: فیس بوک خانه سینما
http://www.facebook.com/khanehcinemairan
 

Sunday, 6 November 2011




همه چسب زخم هایت را هم که بخرم, باز نه زخم های تو خوب میشود, نه زخم های من
 
اگه آمريکا به ايران حمله کنه ,
منو هم زورکي ببرن جبهه,
دوست دخترمم ازدواج کنه, 
تو جبهه  هم يه پامو از دست بدم,
ولي وقتي برگشتم,
فيسبوکم سريع باز بشه اينترنت فيلتر نباشه,

راضيم بخدا...
 

Thursday, 3 November 2011


این عکس را امروز توی دانشگاه گرفتم....خداوکیلی مملکته داریم ؟


سالروز ازدواج حضرت علی (ع)  و حضرت فاطمه 
امام رضا (ع) عشق و محبت مایه گرفتاریهاست ....آخه من با ساز کدومتون برقصم ؟؟؟؟؟؟؟؟
خداییش مملکته داریم ؟؟؟
سلام فاحشه! هان!؟ تعجب کردی!؟ میدانم در کسوت مردان آبرومند، اندیشیدن به تو رسم، و گفتن از تو ننگ است! اما میخواهم برایت بنویسم. شنیده ام، تن می فروشی، برای لقمه نان! چه گناه کبیره ای…! میدانم که میدانی همه ترا پلید می دانند، من هم مانند همه ام ! راستی روسپی! از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرون می زند اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این «ایثار» است! مگر هردو از یک تن نیست؟ بفروش ! تنت را حراج کن… من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان، شرفت را شکر که اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین.

(فریدون فرخزاد)

Monday, 31 October 2011



هرگاه تصاویر تبلیغ‌ شده‌ رهبران مملکتی در اماکن عمومی بزرگتر از اندازه‌ تمبرِ پستی شوند، خطر دیکتاتوری حتمی است.
ولادیمیر ناباکوف - نویسنده، ومنتقد روسی - آمریکایی

Friday, 28 October 2011

با گذشت حدود ۲ سال از انتشار آن خبر که محمد رضا شریفی نیا متهم شده بود برای انتخاب بازیگران زن از آنها می خواهد که لخت مادرزاد شوند و جلوی او راه بروند این سوال مطرح می شود که چگونه هیچگونه برخوردی با وی صورت نگرفت و حتی چندین بار به ملاقات رهبر جمهور اسلامی رفت و حتی پس از حضور در ۳ قسمت اخراجی ها با حمایت بیشتری روبرو گردید ولی بازیگرانی چون فاطمه معتماد آریا به دلیل حمایت از جنبش سبز ممنوع التصویر شدند ، آیا جرم حمایت از جنبش سبز بالاتر است یا درخواست از بازیگران زن برای عریان شدن و سپس انتخابشان به جهت بازیگری؟ اگر این خبر که از سوی روزنامه داخلی سپاه منتشر گردید صحت نداشت پس چگونه هیچ برخوردی از سوی دستگاه ها قضایی با این روزنامه صورت نگرفت ؟
یادداشتی از لیلا حاتمی
منبع :روزنامه صادق صبح (وابسته به سپاه پاسداران)  http://www.facebook.com/notes/i-free-my-iran-%D9%85%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%85/%D8%AE%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D8%B5%D8%A8%D8%AD-%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82-%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%87%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D9%84%D8%AE%D8%AA-%D9%85/280865788613158
و فیس بوک شخصی لیلا حاتمی : http://www.facebook.com/Cinema4Peace

Tuesday, 25 October 2011

به سلامتی آن بازیکنی که در برنامه نود برخلاف آن دسته از بازیکنانی که خدا را هم بنده نیستند و تمام گذشته شان را انکار میکنند , با صداقت و سادگی در چشمان عادل نگاه میکند و می گوید: من آبدارچی بانک بودم .
سلامتی احمد حسن زاده

 

Monday, 24 October 2011

فاحشه را خدا فاحشه نکرد؛
آنان که در شهر نان قسمت می کردند، او را لنگ نان گذاشته اند، تا هر زمان که خود لنگ هم آغوشی ماندند،
او را به تکه نانی بخرند .
" صادق هدایت "


بنواز پیرمرد ,
که شاید آن آهن پشت سرت از شرم صدای ساز تو آب شود...
 


Thursday, 20 October 2011

هیچ زمان تسلیم نشو
 
 

DON’T EVER GIVE UP!
If you can’t fly, then run.
If you can’t run, then walk.
If you can’t walk, then crawl.
But whatever you do…
You MUST keep moving forward.

Wednesday, 19 October 2011

بانوی من , من شرمسارم

 بانوی هالیوود , شرمسارم .
اینجا ایران است ؛ جایی که به تو گفتند فاحشه بین المللی , ولی دلگیر نشو چرا که به هنرمندان خود نیز رحم نمیکنند , اینجا چاپ شدن تصویر هنرمندان برابر است با هرزگی .اظهار نظر و اعتراض برابر است با ممنوعیت کاری و حرف زدن و از درد گفتن برابر است با بیماری و افسردگی. 
بانوی من , غمگین نشو که سلحشور ما دستش به دزدی و سرقت ادبی آلوده بود و اینک به توهین و افترا هم زینت شد ,این حکایت مبلغ دینی ماست .
این مبلغ دینی ما که خود بالفطره هرزه است حتی تصور در آغوش کشیدن اینچنین کودک بی پناه و نحیفی را ندارد چه رسد به ...

Tuesday, 18 October 2011

اینجا آفریقا نیست, خوزستان است
آقایان مسئول؛
آب را گل نکنید

آقای سلحشور شما کجا و آنجلینا جولی کجا


آقای فرج الله سلحشور از توهین شما به بازیگران زن سینمایمان هم که بگذریم , که نمیگذریم هیچ ,از توهینتان به آنجلینا جولی هم نیمگذریم . شاید شما ندانید که این بانو که شما فاحشه اش خواندید مادر یک کودک هفت ساله اتیوپیایی به نام زهراست و یک پسر ویتنامی , یک پسر چینی و یک بچه هندی را هم جدیدا به سرپرستی پدیرفته است


این مادر سفیر حسن نیت سازمان ملل است که تاکنون برای کمک به کشور های افغانستان , پاکستان و لیبی و اتیوپی سفر کرده است 
او به خاطر باور کوچکش به پایان دادن فقر و بربختی مردم آفریقا تصمیم گرفت بچه اش را در نامیبیا آفریقا که از دوافتاده و فقیر ترین نقاط آفریقاست بدنیا بیاورد , که ذهن مردم دنیا را به این قسمت قحطی زده معطوف کند


او در سفرش به افغانستان برای دختران این کشور با ثروت شخصی اش مکتب ساخت اینک دختران افغان درمکتبی آموزش میبینند که کار ساختمان آن با کمک مالی انجلینا جولی در روستایی که وی از آن دیدار کرده ساخته شده است





و در سفر اتیوپی اش برای مقابله با ایدز دو ملیون دلار هزینه کرد
















آقای سلحشور شما که داعیه ساخت زندگی بپامبران را دارید , ای کاش بویی از منش آنان هم میبردید , بویی که امروز از این بانو به مشام می رسد




آقای سلحشور ,
ما برون را ننگریم و قال را                                           ما درون را بنگریم و حال را           






Monday, 17 October 2011

لطفا به این سایت هرگز اطمینان نکنید

وطن تیوب  یک سرویس اشتراک گذاری ویدیو است که از طرف حکومت ایران برای کنترل و شناسایی کاربران اینترنتی راه اندازی شده است. لطفا به این سایت هرگز اطمینان نکنید .

Wednesday, 12 October 2011

...

همه دنیا سعی میکنن سرعت اینترنتشون را ببرند بالا ؛ ایران تنها کشوریه که سرعت اینترنتشو میاره پایین . مملکته داریم ؟؟؟

Tuesday, 11 October 2011

ارژانس مقابله با کودک آزاری و همسر آزاری

دوستان هموطن من , در صورت مشاهده هر گونه کودک آزاری و یا حتی مشاهده آثار کبودی و جرح در بدن کودکان و یا مشاهده همسر آزاری مردان و دیگر خشونت های خانوادگی فورا به شماره 123 تماس بگیرید و گزارش بدید ,این شماره تماس ارژانس اجتماعیست که کارایی و موثر بودن آن دیده ام

Monday, 10 October 2011

هر کجا محیط بانی هست , شور من می شکفد

از تماشای معرکه اعدام قاتلان نوجوان و بزهکاران هنوز سیر نشده بودیم که, سناریست تیاتر اعدام پرده ی هرگز ندیده ای را به صحنه خواهد برد . سکانس اعدام محیط بانان , سکانسی که بی شک مخاطبین زیادی را به خود جذب خواهد کرد , هرچه باشد اعدام محیط بان کمتر از اعدام قویترین مرد ایران نخواهد بود.
جماعتی که دیروز کمر به قتل دریاچه ارومیه بسته بود, امروز قصد جان محیط بانانمان را کرده .
اسد تقی زاده ماموری بود که در یک درگیری با شکارچیان غیر قانونی در منطقه محافظت شده با سلاحی که برای محافظت از محیط زیست بود اسباب مرگ یک قاتل محیط زیست شد . چند روز پیش دیوان عدالت کشور حکم اعدام اسد را تایید کرد, گویی جای قاتل و مقتول عوض شده است, مقتول قصد جان محیط زیست را کرده بود و قاتل حافظ جانش بود .
حکم اعدام اسد تقی زاده حکم اعدام محیط بانان نبود, قتل عام محیط زیست بود .
حکم دادگاه بدوی آدمی را به یاد دادگاه بلخ می اندازد : حکایت شده روزی دزدی از دیوار کسی بالا می رفته که چشمش به میخی روی دیوار می گیرد و چشمش کور میشود . دزد به دادگاه بلخ شکایت میکند . دادگاه حکم قصاص صاحب خانه را صادر میکند , صاحب خانه می گوید من زرگرم و چشمم را لازم دارم اما همسایه ای دارم که شکارچیست و موقع شکار یک چشمش را میبند و با یک چشم می تواند روزگار خود را سر کند بیایید به جای چشم من چشم او را کور کنید , دادگاه هم که پیشنهاد را خردمندانه میبیند حکم به قصاص همسایه مرد صاحب خانه میدهد ....  
دادگاه بلخ حکایت حال ماست ,  محیط بانی که در زمان ماموریت با سلاح دولتی خود با شکارچی غیر قانونی درگیر می شود و او را می کشد بایستی قصاص شود . 



 

این جا همه چیز آرام است .

البته که شما چند صباحی در این کشور نبودید و شاید از حال ما خبر نداشته باشید , باید بگویم که حال همه ما خوب است اما ,شاید شما آن زمان که در بلاد فرنگ مشغول تحصیل بودید با خبر نشدید که حداد شهر ما پنجاه ضربه تازیه بر پیکر سمیه توحید لو نواخت, گرچه تازیانه سمیه را آزار نکرد اما تحقیر کرد .
شاید شما آن زمان که در سرزمین کفر از خیابان های هالیوود میگذشتید با خبر نشدید که مرضیه وفا مهر ما به تحمل 90 ضربه شلاق محکوم شد و در همان گیرو دار یک هفته قبل از روز کودک و نوجوان , قصاب شهر ما نوجوان هفده ساله ای را اعدام کرد تا من و شما از شرش در امان بمانیم .
حتما شما با خبر نشدید که ما جنگلبانانمان را به جرم جنگل بانی اعدام میکنیم , بازیگران مان را به جرم بازیگری تازیانه میزنیم و نویسندگان مان را به جرم نویسندگی مکافات میدهیم
خانم آزاده حداد عادل شما انسان خوشبختی هستید که به ایالات متحده پای میگذارید و آن ها شما را جرم جاسوسی دو سال تمام در انفرادی میزبانی نمیکنند گرچه میدانم شما اهل کوه و کوهنوردی آن هم در مرز کشوری بیگانه نیستید...
خانم حداد عادل شما پدری مهربان و دلسوز دارید که شما را برای تحصیل به ژاپن و آمریکا میفرستد , در شهر ما هستند پدرانی نامهربان که فرزندانشان را برای نان شب بر سر چهار راه میفرستند تا آن زمان که شما را از فرودگاه بدرقه میکنند , سر اولین چهار راه شیشه ماشینتان را تمیز کنند .
راستش را بخواهید شاید من کمی زیاده روی میکنم , اینجا اینقدر ها هم وحشتناک نیست , شما که نبودید اتفاق خاصی نیافتاد , فقط تخم مرغ کمی گران شد فقط کمی آن هم شانه ای 9 هزار تومان , البته شما کجا و تخم مرغ کجا , آب و هوای مرطوب شمال بوی سوشی ژاپن را زیر دندان تداعی می کند و شب های روشن پایتخت طعم چرب مک دونالد آمریکایی را برای آدمی زنده می کند فقط حیف که تهران مک دونالند ندارد اما شنیده ام در برج میلاد سوشی سرو میشود , تازه آن جا بستنی  طلا هم پیدا می شود(دو اسکاپ , سیصد دولار) البته اگر هنوز شهرداری ممنوعش نکرده باشد , با این همه خوبی حقیقتش منم در عجبم که چرا این دوستان نا خلف شما با توصیه ای کودکانه مانع آمدنتان به کشور شدند .اینجا همه چیز آرام است .